تبليغاتX
قضاوت
مقایسه اخبار مختلف در زمان های مختلف

بیا بیا ای چاوش بخوان به آهنگ غم              که بر در هر خانه نوشته بار نگ غم

باز این چه شورش است..............

یک موی حسین به کهکشان می ارزد                       ابروی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم بهشت را قیمت چیست ؟                                    گفتا که حسین بیش از آن می ارزد 

                       

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 10:47  توسط عباس | 
سلام دوستان باتاخیر زیاد اومدم. جا همه شما خالی هقته گذشته کامل کیش بودم. اینو نمیگم بگید چقدر ندید بدیده حال یه کیش رفته اومده مطلب بزنه و داد وهوار راه انداخته.انشاءالله که نمی گید.
وقتی وارد فرود گاه جزیره شدم اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد . احترام به شخصیت افراد بود یعنی همه خدمه و افرادی که اونجا بودن برای مساiفر ها احترام قائل بودن مثل اینکه بر خلاف مسئولین دیگه کشور واقعا میفهمیدن این مردم ولی نعمت اونها هستند واگه نباشن اونا در آمدی نخواهند داشت. بر خلاف اهالی محترم شمال کشور که فقط به فکر این هستند که یه تعطیلی چند روزه پیش بیاد طویله هایی که حیوانات اونها هم داخلش نمیرن رو به قیمت هتل 5 ستاره اجاره بدن.
بگذیریم یکی از نکات دیگهای که برام جالب بود وسایل نقلیه ای بود که مردم اونجا ازش استفاده میکردن. اخه تا این ایران خودرو و سایپا هستن ما محکوم هستیم که از پراید و آر دی با قیمت bmw بالاترین مدل استفاده کنیم.
بازم بگذریم. نه نمیشه گذشت از ساحل زیبا و تمیز کیش که هر چقدر هم ببینیش سیر نمیشی. حرف زیاد ولی چون من عادت به زیاد نوشتن ندارم دوست دارم از شما بخونم که به این سئوال من جواب میدید.
آیا میشه تو دل کویر لوت هم جایی مثل کیش ساخت؟ 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 14:6  توسط عباس | 
دیروز وقتی چشم هایم به جنگل افتاد ، تمام افکارم بهم خورد.دیگر در جگل صدایی از دارکوب نبود . دیگری بوی درختان مشامم را نوازش نمی داد. دیگر چشمم روباه یا شغال را نمی دید و فقط این زباله بود که جای همه اینها را گرفته بود.
متاسفم
دوستان سلام
آخه بابا من نمی فهمم چرا این مردم به همه چیز به چشم یک بار مصرف نگاه میکنند. اخه اون آدمی که یک بار میری تو جنگل یا میری کوه یا کنار دریا . بی معرفت :خودت دوباره میری همونجا بعد باید بری کنار زباله بشینی از بوی خوشش لذت ببری.
وقتی این مسئولین محترم ... یه دونه سطل زباله نمی ذارن . خودت یه کیسه بردار هر جا به امید خدا به یه سطل زباله رسیدی بنداز اونجا. باب به خدا هیچ ربطی به نظام و حکومت نداره .اونجایی که هر کدوم از این آقایون  که میخوان برن تمیز و صدای چهچه بلبل نمیذاره بشنون که ما چی میگیم.پس خودمون به داد خودمون برسیم.
+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 11:53  توسط عباس | 
یادمه اون روزهای اول که چت روم ها راه افتاد  یا به عبارتی تو بورس بود. با خیلی از بچه ها دوست شدم که الان بعد از گذشت سالها با هم  در ارتباطیم. اون وقتها چت روم هایی با نام های مشخص و افراد مشخص وجود داشت . مثلا راجع به هر چی که میخواستیم بحث میکردیم ونظراتمون رو به بحث می گذاشتیم . ولی متاسفانه حالا تو تمام چت روم ها واژه هایی  زشت و ..... به کار میره و صرفاً جایی برای گشایش عقده های شخصیتی افراد شده. البته دوستی و ارتباط به روش فعلی( وبلاگ نویسی) یکی از بهترین راه هاست چون با این کار با افکار و نظرات دوستان خود به راحتی آشنا میشیم.البته به شرطی که صداقت در نوشتن رو رعایت کنیم. به همین علت از شما دوستان وبلاگ نویس میخوام این فضا رو همین طور سالم ومفید نگه داریم و از این فضا در راستای اهداف مفید استفاده کنیم. شماهم نظرتون رو بگید لطفاً.......
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 12:46  توسط عباس | 
سلام
اين سئوال هميشه تو ذهن من بوجود مياد كه چرا  ؟ شادي هاي ما خيلي زود گذر تر از غم هاي ماست . يعني  وقتي كه عروسي داريم همون شب عروسي همه شادن و فرداي اون روز همه صورتا آويزون وخسته . ولي نكته جالب اينكه خدا نكنه كسي بميره از شب اول تا سوم و هقتم و چهلم و  سال الي ماشاء الله براش مراسم ميگيرن. امروز وقتي اومدم بيام محل كارم به هر صورتي نگاه ميكردم خسته و گرفته ، اين در صورتيكه اين چند روز تعطيل بوده و مثلا جشن هاي نيمه شعبان  هم براه بوده ::::::::::: اين نظر منه لطفاً شما هم نظر بديد .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 11:33  توسط عباس | 
چرا تو اين جامعه نمي شه كه خودت باشي؟
چرا اگه خودت باشي و به چيزي تظاهر نكني كه اونها دوست دارند طرد ميشي چرا ؟
چرا راحت به يكي نميشه گفت دوست دارم چون اگه بگي ميگن پر رو ميشه وديكه دوستت نداره‌ ؟
نه اشتباه فكر نكنيد اينها رو نميگم فقط برا مسائل عاطفي بين دو نفر نه  براي كل اجتماع ميگم. يعني اگه از چيزي بدت مياد عقده نشه و راحت بتوني ابراز كني و طوري نشه كه مجبور بشي عقدتو سر كسي يا جاي ديگه خالي كني. فكر ميكنم اگه همون باشيم كه هستيم جامعه قشنگي خواهيم داشت. ببخشيد كه سر بسته گفتم. نظر بديد لطفا  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 10:23  توسط عباس | 
سلام
امروز دوباره به مشكلي كه هرچند وقت برام پيش مياد برخوردم . خدا به روز كسي نياره ، قبلاً مي گفتند الهي دچار مريضي و بيمارستان نشي ولي اين روزها بايد بگن الهي دچار بي بليطي نشي . اخه من واقعاً نمي فهمم اين همه سيستم رايانهاي و اينترنت واينترانت وووووو كشك؟ نمفهمم به ما مردم چي بايد گفت ؟ ادم ؟ حيوان ؟ چي چي ؟  اين روزها مجبور شدم بارها برا خودم ودوستانم بليط هواپيما بگيرم ولي هر بار مراجعه كردم كه مثل ادم بليط بگيرم با جواب : cloes يا بستس با اون لهجه هاي افاده اي /نخير نداريم/ اقا بليط گجاست ؟ ولي  وقتي كه ديگه ناچار ميشدم از روش بند پ استفاده ميكردم و هر ساعتي كه بليط ميخواستم گرفتم. خواهش ميكنم قضاوت كنيد و بگيد به كي اعتراض كنيم؟ ادامه دارد......
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 16:54  توسط عباس | 
اين روزها وقتي از خيابان گذر مي كنيم پرچم هاي يا مهدي ، مهدي موعود ، عزيز فاطمه و يا عزيز زهرا خيلي به چشم مي خوره؟ واقعاً يعني چي ؟ اون بوتيك لباس فروشي كه يكي از اين پرچم ها زده و لباي هاش چند برابر قيمت به ملت مي فروشه . يا اون مانتو فروشي كه مانتوهاي جور و واجور با زننده ترين شكل مي فروشه به عشق مهديه ؟
يا اون رستوراني كه بد ترين غذا  ها رو به مردم ميده و يه پرچم بزرگ زده مهدي جان كي مي آيي ؟ خوب خاك بر سر اگه كه بياد كار وبار تو كساد ميشه ميزنه دك وپوز مغازت بيارن پايين. نكته جالب اينكه بعضي از اين ماشين پرچم يا مهدي زدن پشت شيشه عقب يا نوشتن  يا عزيز زهزا بعد صداي پخش ماشين زدن بالا با آهنگ هاي شش و هشت تو شهر مي چرخن و دختر خوشكل ها رو اتو مي زنن/
من نمي گم اين كار را بده ولي بابا جان يا روم روم يا زنگي زنگ يا اين ور يا اون ور. بابا زموناي قديم اين جاهلا وقتي محرم يا رمضان يا نيمه شعبان مي رسيد همه چي رو تعطيل مي كردند نه مثل الان كه فقط پرچم هست. ادامه مطلب چند روز آينده بخونيد.
 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 10:10  توسط عباس | 
امشب زيادت در التهابم                   هرشب ضريحت مي آيد به خوابم
عشق غمت شد توشه ام                            ديوانه شش گوشه ام
آوارتم ، بيچارتم                        آواره بين الحرمين
مديونتم دل خونتم                 يا اباعبدالله الحسين
حسين
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 11:2  توسط عباس | 
رئيس دفتر بازرسي بهزيستي كشور گفت: خانم مستخدم مركز شيرخوارگاه بهزيستي زنجان كه متهم اصلي پرونده داغ كردن كودكان اين مركز است بازداشت شد.

حسين خادم الحسيني در گفت‌و‌گو با خبرنگار اجتماعي فارس‌ افزود: بررسي و تحقيقات گروه كارشناسي سازمان بهزيستي نشان داده است كه خانم مستخدمي كه مركز شيرخوارگاه بهزيستي زنجان فعاليت مي‌كرده، متهم اصلي است و به همين علت وي به دستگاه قضايي معرفي و بازداشت شد، درخواست ما از مسئولان قضايي نيز رسيدگي قاطعانه با مسئولان اين حادثه است اما اگر قرار باشد فرد متهم با قرار وثيقه يا به هر روش ديگر فعلاً آزاد شود در اختيار دستگاه قضايي است.

وي گفت: مربي اين مركز و سرپرست آن نيز فعلاً از كار بركنار شدند و وضعيت آنها به حال تعليق درآمده است، هر 3 نفر به هيأت رسيدگي به تخلفات اداري بهزيستي معرفي شده‌اند و موضوع در داخل سازمان نيز در حال بررسي است.

رئيس دفتر بازرسي و رسيدگي به شكايات بهزيستي ادامه داد: شواهد نشان مي‌دهد كه مستخدم شيرخوارگاه بهزيستي در زنجان‌ عامل وقوع اين جرم بوده است و بررسي سازمان پزشكي قانون نيز حاكي از اين است كه در سوختگي يكي از كودكان، محمد‌مهدي 7 ساله، چون سوختگي پشت گردن وي بوده است، امكان اين كه خودش اين كار را انجام داده باشد وجود ندارد و حتماً شخص ديگري اقدام به سوزاندن كرده است.

وي گفت:‌ البته زن مستخدم منكر اين است كه وي اقدام به سوزاندن بچه‌ها كرده‌ و معتقد است خود كودكان اين كار را كرده‌اند اما از نظر ما وي متهم است كه تحقيقات در مرجع قضايي به نتيجه و رأي نهايي خواهد رسيد.

خادم‌الحسيني افزود: اين حادثه حدود 20 روز قبل در مركز شيرخوارگاه بهزيستي در زنجان اتفاق افتاده است و به همين علت آثار سوختگي تا حد زيادي اكنون از بين رفته است، البته درباره مريم 4 ساله بررسي‌ها به اين قطعيت رسيده است كه سوختگي و آزار روي بدن وي مربوط به قبل از پذيرش وي در اين مركز و فرزند آزاري در خانه بوده است و به همين علت هم در مركز نگهداري اين كودكان در زنجان پذيرش شده است.
وي گفت:‌ از نظر ما فقط دو مورد از اين سوختگي‌ها در مركز شيرخوارگاه بهزيستي زنجان اتفاق افتاد و مورد سوم كه مريم است ربطي به اين مركز ندارد.

وي افزود: درباره ساير مسئولان بهزيستي شهرستان نيز تحقيقات درباره اين كه مسئولان به انجام وظايف نظارتي خود به درستي اقدام كرده باشند نيز در حال انجام است اما بررسي‌ها نشان داده است كه مأموران بهزيستي شهرستان صبح روز واقعه در اين مركز حضور داشته‌اند بنابراين نمي‌توان ضعف نظارت بهزيستي را مطرح كرد.

وي گفت: چنين اتفاقاتي در يك لحظه از شبانه‌روز در هر جايي ممكن است اتفاق بيفتد و اين‌كه مسئولان بهزيستي در تمام اوقات نظارت خود را اعمال كنند وجود ندارد؛ با اين حال بررسي دقيق براي ريشه‌يابي و تعيين علل و عوامل وقوع اين حادثه نادر در بهزيستي در حال انجام است و ممكن است اين بررسي كارشناسي تا يك ماه طول بكشد.

به گفته وي در شيرخوارگاه بهزيستي زنجان 11 كودك از شيرخوارگي تا سنين بالاتر حضور دارند، مريم 4 ساله، زهرا 5 ساله و محمد‌مهدي 7 ساله هستند.
منبع تابناک
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:47  توسط عباس |